بررسی رابطه شاخص قیمت سهام با قیمت نفت و نرخ ارز در کشورهای عضو اوپک
محورهای موضوعی :الهام نوبهار 1 * , سیما نصیب پرست 2
1 - دانشیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبريز،
2 - دکتری اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز
کلید واژه: واژگان کلیدی: شاخص قیمت سهام, نرخ ارز, قیمت نفت, کشورهای عضو اوپک, علیت دومیترسکو-هورلین.,
چکیده مقاله :
چكيده یکی از مهم¬ترین بخش¬های اقتصادی که رونق و سلامت آن نقش به¬سزایی در دستیابی به توسعه پایدار دارد، بازار سرمایه است. بورس اوراق بهادار یکی از نمونه¬های بارز بازارهای سرمایه می-باشد که شناخت ماهیت آن و ارتباطات متقابل آن با سایر بازارها همواره مورد توجه محققان و اقتصاددانان مالی بوده است. با توجه به اهمیت ویژه بورس اوراق بهادار در اقتصاد کشورها، می-توان انتظار داشت که این بازار ارتباط دوسویه¬ای با سایر بازارها از جمله بازار ارز و بازار نفت داشته باشد. بنابراین با توجه به اهمیت بازار سهام از یک سو و کنش و واکنش¬های این بازار با سایر بازارها از سوی دیگر، هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی رابطه بین شاخص قیمت سهام با نرخ ارز و قیمت نفت در کشورهای عضو اوپک در دوره زمانی 2009 تا 2021 است. در این راستا با استفاده از رویکرد علّیت دومیترسکو-هورلین (2012) روابط بین متغیرهای تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از بررسی¬ها حاکی از آن است که یک رابطه علی یک طرفه از نرخ ارز به شاخص قیمت سهام وجود دارد. بدین صورت که نرخ ارز بر شاخص قیمت سهام تأثیر دارد، اما شاخص قیمت سهام بر نرخ ارز تأثیر ندارد. علاوه بر این، رابطه علی بین شاخص قیمت سهام و قیمت نفت یک طرفه از سمت شاخص قیمت سهام به قیمت نفت می¬باشد. بدین معنی که شاخص قیمت سهام بر قیمت نفت اثر دارد، اما قیمت نفت بر شاخص قیمت سهام تأثیر نمی¬گذارد. همچنین بین قیمت نفت و نرخ ارز یک رابطه علّی دو طرفه وجود دارد.
Elham Nobahar Sima Nasib parast Abstract One of the most important economic sectors that plays a significant role in achieving sustainable development is the capital market. Stock market is one of the most important examples of capital markets and its nature and interrelationship with other markets have always been of interest to researchers and financial economists. Accordingly, it can be expected that this market has a two-way relationship with other markets, including exchange market and oil market. Therefore, considering the importance of the stock market on the one hand and its interrelationship with other markets such as exchange market and oil market on the other hand, the present study aims to examine the causal relationships between stock index with exchange rate and oil price in OPEC countries during the period of 2009-2021 applying Dumitrescu-Hurlin causality approach (2012). The results of this study indicate that there is a one-way causal relationship from the exchange rate to the stock index. Thus, the exchange rate has an effect on the stock index, but the stock index does not affect the exchange rate. In addition, the causal relationship between stock index and oil price is one-way from stock index to oil price. This means that the oil price does not affect stock index, but stock index has an effect on oil price. Also, there is a two-way causal relationship between oil price and exchange rate.
آذربایجانی، کریم، مبینی دهکردی، مصطفی، و کمالیان، علیرضا (1396). تحلیل اثرات نامتقارن نرخ ارز بر شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران: رهیافت NARDL. اقتصاد و الگوسازی، سال هشتم، شماره 32، 91-59.
ابونوری، اسمعیل، و عبداللهی، محمدرضا (1391). ارزیابی پویایی¬های رابطه بین نرخ ارز و شاخص سهام بورس تهران با استفاده از مدل گارچ دو متغیره. پژوهشنامه بازرگانی، شماره 65، 86-65.
امامی میبدی، علی، بغزیان، آلبرت، قاسمی¬نژاد، و سیده کبری (1401). بررسی همگرایی و رابطه علی بین نرخ ارز و قیمت نفتو قیمت گاز در بازارهای منطقه¬ای. مطالعات اقتصاد انرژی، سال هجدهم، شماره 73، 96-55.
امین خرازیان، نسیم، آل عمران، رؤیا، برادران حسن¬زاده، رسول، و فرهنگ، امیرعلی (1401). رابطه قیمت نفت و شاخص بازار سهام ایران (تأکید بر نااطمینانی سیاسی و پاندکی کرونا). مدلسازی اقتصادی، دوره 16، شماره 58، 49-37.
ترکی، لیلا، نوشادی، احسان، و رضای، احمدعلی (1395). بررسی تأثیر شاخص قیمت سهام بر نرخ ارز در بازارهای کشورهای منتخب عضو گروه D-8: رهیافت رگرسیون کوانتیل. اقتصاد مقداری، دوره 13، شماره 2، 19-1.
ثقفی، علی و قنبریان، رضا (1394). بررسی رابطه پویای قیمت نفت و شاخص¬های بازار سرمایه در ایران. تحقیقات مدلسازی اقتصادی، شماره 20، 216-193.
حیدری، حسن و بشیری، سحر (1390). بررسی رابطه بین نااطمینانی نرخ واقعی ارزو شاخص قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران: مشاهداتی بر پایه مدل VAR-GARCH. تحقیقات مدلسازی اقتصادی، شماره 9، 92-71.
خلیل¬نژاد، زهرا، اسلاملوئیان،کریم، هادیان، ابراهیم، و دهقان شبانی، زهرا (1399). تأثیر ریزش قیمت نفت بر کشورهای عمده صادرکننده نفت از طریق کانال¬های تجاری و مالی: یک الگوی خودهمبسته برداری جهانی. مطالعات اقتصاد انرژی، شماره 66، دوره 16، 29-1.
سلیمی¬فر، مصطفی، فلاحی، محمدعلی، و میرهاشمی، سیدمحمد (1394). بررسی آثار نامتقارن شوک-های قیمت نفت بر شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار ایران. اقتصاد پولی، سال 22، شماره 9، 56-29.
شاکری، عباس، محمدی، تیمور، و جعفری، محمد (1398) تأثیر نوسانات بازارهای مالی جهانی بر بازار نفت با تأکید بر بحران مالی 2008. پژوهشنامه اقتصادی، سال 19، شماره 74، 38-1.
شبان، مهدی، نخعی، حبیب¬اله، طالب¬نیا، قدرت¬الله، بشیری منش، نازنین (1400). طراحی الگوی غیرخطی سرایت¬پذیری شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از بازار دارایی¬های فیزیکی (کاربردی از مدل شبکه عصبی مصنوعی NARX). مهندسی مالی و مدیریت اوراق بهادار، شماره 46. 494-476.
طاهری، حامد، و صارم صفاری، میلاد (1390). بررسی رابطه بین نرخ ارز و شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران: با استفاده از رویکرد ARDL. روند پژوهش¬های اقتصادی، سال نوزدهم، شماره 60، 80-63.
فطرس، محمدحسن، و هوشیدری، مریم (1395). بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت خام بر نوسانات بازدهی بورس اوراق بهادار تهران رویکرد GARCH چندمتغیره. اقتصاد انرژی ایران، سال پنجم، شماره 18، 177-147.
فطرس، محمدحسن، و هوشیدری، مریم (1397). ارتبطا¬های پویا بین قیمت نفت، قیمت طلا و نرخ ارز با شاخص سهام بورس اوراق بهادار تهران. مطالعات اقتصاد انرژی، سال چهاردهم، شماره 58، 116-89.
محرابیان، آزاده، و چلنگی، ایلناز (1393). اثر نرخ ارز و نوسانات آن بر شاخص قیمت سهام در ایران. اقتصاد کاربردی، سال چهارم، 78-65.
نوبهار، الهام و صادقی، ندا (1403). بررسی رابطه انرژیهای تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر با رشد اقتصادی در کشورهای گروه D8 و G7 ، پژوهشهای رشد و توسعه اقتصادی، 14(55)، 128-111.
Adler, M., Dumas, B. (1984). Exposure to Currency Risk: Definition and Measurement. Financial Management, Vol. 13, 41-50.
Basher, S. A., Haug A. A. and Sadorsky, P. (2012). Oil Prices, Exchange Rates and Emerging Stock Markets. Energy Economics, Vol. 34, 227–240.
Bildirici, M. E., Salman, M., and Ersin, O. O. (2022). Nonlinear Contagion and Causality Nexus between Oil, Gold, VIX Investor Sentiment, Exchange Rate and Stock Market Returns: The MS-GARCH Copula Causality Method. Mathematics, 10 (21), 4035. https://doi.org/10.3390/math10214035.
Bloomberg, S. B. and Harris, E. S. (1995). The Commodity-consumer Price Connection: Fact or Fable? Federal Reserve Board of New York, Economic Policy Review, 21–38.
Bouri, E., Jain, A., Biswal, P. C., & Roubaud, D. (2017). Cointegration and nonlinear causality amongst gold, oil, and the Indian stock market: Evidence from implied volatility indices. Resources Policy, 52, 201-206.
Chen, Sh., and Chen, H. (2007). Oil Prices and Real Exchange Rates. Energy Economics, vol. 29 (3), 390-404.
Coudert, V., Mignon, V., and Penot A. (2007). Oil Price and the Dollar. Energy Studies Review, Vol. 15, No. 2, 18-1.
Dimitrova, D. (2005). The Relationship between Exchange Rates and Stock Prices: Studied in a Multivariate Model. Journal of Issues in Political Economy, Vol. 14. http://www.elon.edu/e-web/students/ipe/default.xhtml.
Dornbusch, R. and Fischer, S. (1980). Exchange Rates and Current Account. American Economic Review, Vol. 70, 960–971.
Dumitrescu, E., and Hurlin, C. (2012). Testing for Granger Non-Causality in Heterogeneous Panels. Economic Modelling, Vol. 29 (4), 1450-1460.
Filis, G., Degiannakis, S., and Floros, Ch. (2011). Dynamic Correlation between Stock Market and Oil Prices: The Case of Oil-Importing and Oil-Exporting Countries. International Review of Financial Analysis, Vol. 20, 152-164.
Fisher, I. (1930). The Theory of Interest. New York: Macmillan.
Frankel, J. A. (1993). Monetary and Portfolio-balance Models of the Determination of Exchange FRates. J. A. Frankel, ed., On Exchange Rates (Cambridge: MIT Press), 95–116.
Ghosh, S., and Kanjilal, K. (2016). Co-movement of International Crude Oil Price and Indian Stock Market: Evidences from Nonlinear Cointegration Tests. Energy Economics, Vol. 53, 111-117.
Golub, S. (1983). Oil Price and Exchange Rate. The Economic Journal, Vol. 93 (371), 576-593.
Huang, R. D., Masulis, R. W., and Stoll, H. R. (1996). Energy Shocks and Financial Markets. Journal of Futures Markets, Vol. 16, 1-27.
Jain, A. and Bisal, P. C. (2016). Dynamic linkages among oil price, gold price, exchange rate, and stock market in India. Resources Policy, Vol. 49, issue C, 179-185.
Jammazi, R., Ferrer, R., Jareno, F., and Shahzad, J. (2017). Time-Varying Causality between Crude Oil and Stock Markets: What Can We Learn from a Multiscale Perspective? International Review of Economics & Finance, Vol. 49, 453-483. DOI:10.1016/j.iref.2017.03.007
Jiang, Z., and Yoon, S. M. (2020). Dynamic Co-Movement between Oil and Stock Markets in Oil-Importing and Oil-Exporting Countries: Two Types of Wavelet Analysis. Energy Economics, Vol. 90, 104835.
Kar, M., Nazlıoğlu, Ş., & Ağır, H. (2011). Financial development and economic growth nexus in the MENA countries: Bootstrap panel granger causality analysis. Economic modelling, 28(1-2), 685-693.
Krugman, P. (1983). Oil Shocks and Exchange Rate Dynamics, Frankel ed., Exchange Rates and International Macroeconomics, (Chicago: University of Chicago Press), 259–284.
Lopez, L., & Weber, S. (2017). Testing for Granger causality in panel data. Stata Journal, 17(4), 972-984.
Miller, I., and Ratti, R. A. (2009). Crude Oil and Stock Markets: Stability, Instability, and Bubbles. Energy Economics. Vol. 31, 559–568.
Mugaloglu, E, Yavuz Polat, A., Tekin, H., and Dogan, A. (2021). Oil Price Shocks during the Covid-19 Pandemic: Evidence from United Kingdom Energy Stocks. COVID-19 and Energy, Vol. 2. Issue 1.
Narayan, P. K., and Sharma, S. S. (2011). New evidence on oil price and firm returns, Journal of Banking & Finance, 35(12), 3253-3262.
Park, J., and Ratti, R. A. (2008). Oil Price Shocks and Stock Markets in the US and 13 European Countries. Energy Economics, Vol. 30, pp. 2587-2608.
Paytakhti Oskooe, S. A. (2012). Oil Price Shocks and Stock Market in Oil-Exporting Countries: Evidence from Iran Stock Market Opec. OPEC Energy Review, 36(4), 396-412.
Pesaran, M.H. (2004). General diagnostic tests for cross section dependence in panels. Cambridge Working Papers in Economics, No. 0435.
Pesaran, M. H. (2006). Estimation and Inference in Large Heterogeneous Panel with a Multifactor Error Structure. Econometrica, Vol. 74, Issue. 4, 967-1012.
Pesaran, M. H. and Yamagata, T. (2008). Testing Slope Homogeneity in Large Panels, Journal of Econometrics. Vol. 142, Issue 1, 50-93.
Sadorsky, P. (1999). Oil Shocks and Stock Markets Activity. Energy Economics, Vol. 21, 449-469.
Shigeki, O. (2014). Causality relationship among oil price, stock index and exchange rate: Evidence from Russia. Acta Slavica Iaponica, (35), 87-107.
Soenen, L. A., & Hennigar, E. S. (1988). An analysis of exchange-rates and stock-prices-the united-states experience between 1980 and 1986. Akron business and economic review, 19(4), 7-16.
Toda, H. Y., and Yamamoto, T. (1995). Statistical Inference in Vector Auto-Regressions with Possibly Integrated process. Journal of Econometrics, Vol. 66, 225-250.
Williams, B. J. (1938). The Theory of Investment Value. Cambridge: Harvard University Press.
Xu, B. (2015). Oil Prices and UK Industry-Level Stock Returns. Applied Economics, Vol. 47, no. 25, 2608- 2627.
Zhu, H. M., Li, S. F., and Yu, K. (2011). Crude Oil Shocks and Stock Markets: A Panel Threshold Cointegration Approach. Energy Economics, Vol. 33, 987-994.
فصلنامه راهبرد توسعه/ سال بیستم/ شماره 3 (پیاپی79)/ پاییز 1403/ 276-250
Quarterly Journal of Development Strategy, 2024, Vol. 20, No.3 (79), 250-276
بررسی رابطه شاخص قیمت سهام با قیمت
نفت و نرخ ارز در کشورهای عضو اوپک
(تاريخ دريافت18/6/1402 ـ تاريخ تصويب 19/10/1403)
نوع مقاله: علمی پژوهشی
چكيده
واژگان کلیدی: شاخص قیمت سهام، نرخ ارز، قیمت نفت، کشورهای عضو اوپک، علیت دومیترسکو-هورلین.
طبقهبندی JEL: R53، C3، F4
1- مقدمه
یکی از موضوعات چالش برانگیز در دهههای اخیر، بحث بازارهای مالی و نقش آنها در اقتصاد کشورها است. بحران مالی دهه1930 اروپا و آمريکا و دهه 1990 کشورهای جنوب شرق آسیا و نیز بحران اقتصادي جاري در كشورهاي جهان شواهدي تجربی از تأثیرگذاري متقابل بازارهای مالی و متغیرهای کلان اقتصادی است. بطوریکه یکی از شرایط حرکت پایدار به سمت رشد و توسعه، وجود بازار مالی مناسب برای جمعآوری منابع مالی و تجهیز منابع تولیدی کشورها میباشد. یکی از برجستهترین ارکان بخش مالی، بورس اوراق بهادار است که نقش اساسی در تأمین مالی ایفا میکند و بدون آن، نظام اقتصادی قادر به رشد و شکوفایی نخواهد بود. بر این اساس و با توجه به اهمیت بازار سهام، میتوان دریافت که شناخت ماهیت و نحوه عملکرد این بازار به یکی از اهداف اساسی اقتصاددانان و محققان تبدیل شده است.
با نگاهی دقیق بر ساختار اقتصاد کلان هر کشور میتوان دریافت که یکی دیگر از اساسیترین و حساسترین بخشهای هر کشور، بازار ارز است. این بازار همواره از اتفاقات و نوسانات اقتصادی و سیاست داخلی تأثیر میپذیرد و این نوسانات را از طریق تغییر نرخ ارز و اثرگذاری بر قیمت کالاهای داخلی و خارجی به بخش واقعی اقتصاد منعکس میکند. در واقع نوسانات نرخ ارز باعث ایجاد ریسک و تغییر در روند تصمیمگیری برای سرمایهگذاری شده و در نتیجه شاخص بازار سهام را تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، بازار سهام نیز به عنوان مهمترین بخش تأمین مالی هر کشور، میتواند بر قدرت تولید و وضعیت اقتصاد داخلی اثر گذاشته و از طریق تأثیر بر قدرت رقابت بینالمللی، ارزش پول داخلی و نرخ ارز را تحت تأثیر قرار دهد.
بازار نفت، بخش دیگری است که میتواند رابطه متقابل مهمی با سایر بازارها به ویژه در کشورهای صادرکننده نفت داشته باشد. به نظر میرسد شناسایی روابط بین نوسانات قیمت نفت کشورهاي صادرکننده نفت با شاخص بازار سهام میتواند از یک سو در ایجاد سبد سرمایهگذاري در بورس اوراق بهادار سودمند باشد و از سوي دیگر، به سیاستگذاران در تنظیم و پایش اثربخش بازار سرمایه کمک نماید (پایتختی اسکویی، 2012). در حالت کلی با توجه به زنجیرهای بودن اقتصاد، نوسانات قیمت نفت با بخشهای مختلف اقتصادی از جمله بازار سهام و بازار ارز روابط متقابلی دارد.
حال با توجه به اهمیت روزافزون بازار سهام، بازار ارز و بازار نفت از یک سو و پیچیدگی و در هم تنیدگی این بازارها از سوی دیگر، میتوان گفت که برای بهبود تصمیمگیری سرمایهگذاران و در نتیجه دستیابی به رشد اقتصادی بلندمدت، بررسی تأثیرات متقابل این بازارها از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این اساس و با توجه به وجه اشتراک کشورهای عضو اوپک به عنوان تأمینکننده نفت جهان، هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی رابطه علی بین شاخص قیمت سهام با قیمت نفت و نرخ ارز در کشورهای عضو اوپک در دوره زمانی 2021-2009، با استفاده از رویکرد علیت دومیترسکو-هورلین3 (2012) است.
2-مبانی نظری تحقیق
مطالعات نظری و تئوریهای متعددی در زمینه ارتباط بین شاخص بازار سهام با شاخص بازارهای مهمی همچون بازار ارز و بازار نفت وجود دارد. این مطالعات را میتوان در سه دسته مختلف طبقهبندی نمود که در ادامه به آنها اشاره میگردد.
2-1-رابطه بین شاخص قیمت سهام و نرخ ارز
رابطه بین نرخ ارز و شاخص قیمت سهام یکی از مباحث بحثبرانگیز در میان محققان و اقتصاددانان است. مطالعات نظری و تجربی متنوعی در این زمینه انجام گرفته است.
نظریه برابری قدرت خرید (PPP): با توجه به نظریه برابری قدرت خرید، تغییرات نرخ ارز بر قیمت تمامشده کالاها و سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اثر میگذارد و در نتیجه منجر به تغییر قیمت سهام شرکتها میشود (طاهری و صارم صفاری، 1390). بر این اساس، میتوان انتظار داشت که نوسانات نرخ ارز بر هزینه تولید شرکتها و در نتیجه قیمت سهام آنها تأثیر بگذارد. علاوه بر این سرمایهگذاران خارجی مایل نیستند که داراییهاي خود را به پولی که ارزش آن در حال کاهش است و بازگشت اصل سرمایه آنها را با تردید مواجه میکند، نگهداري کنند. بنابراین با تغییر نرخ ارز و اقدام سرمایهگذاران خارجی به فروش سهام، خود قیمت سهام با افت مواجه خواهد شد (دیمیتروا4، 2005).
نظریه ارزش: آدلر و دوماس5 (1984) بر اساس نظریه ارزش بیان میکنند که ارزش یک دارایی مالی در هر نقطه از زمان برابر با ارزش حال همه جریانهای نقدی آینده دارایی است. بنابراین چون تغییرات نرخ ارز بر ارزش جاری شرکتها اثر میگذارد، شاخص قیمت سهام آنها را نیز متأثر میکند.
مدل مارکوئیتز: تأثیر نرخ ارز بر قیمت سهام را میتوان بر اساس مدل مارکوئیتز نیز توضیح داد. بدینگونه که ماركوئيتز فرض میکند که سرمايهگذاران در کنار حداكثرسازی بازده مورد انتظار، در پی حداقلسازی ریسک نیز میباشند. حال با توجه به اين كه نرخ ارز يكي از اجزاء همراه با ريسك سبد دارايي است، براساس مدل ماركوئيتز تغييرات نرخ اين دارايي ميتواند بر تقاضاي آن تأثير گذاشته و متعاقباً باعث تغيير قيمت سهام شود. زيرا به عنوان مثال کاهش نرخ ارز منجر به کاهش بهاي تمام شده محصولات شرکتهای عضو بورس میگردد و در نتيجه حاشيه سود هر سهم افزايش خواهد يافت و به دنبال آن نیز قيمت سهام شركت افزایش مییابد. (حیدری و بشیری، 1390). رویکرد بازار کالا: مسیر اثرگذاری بازار ارز بر بازار سهام را همچنین میتوان با استفاده از رویکرد بازار کالای دورنبوش و فیشر6 (1980) توضیح داد. این مطالعه با طرح مدلهای جریانگرا7 توضیح میدهد که تغییرات نرخ ارز بر تراز تجاری و رقابتپذیری بینالمللی شرکتهای عضو بورس تأثیر میگذارد و این امر به نوبه خود باعث تغییر درآمد و قیمت سهام آن شرکتها میگردد.
رویکرد تعادل پورتفو: از آنجاییکه ارز و سهام، همانند پول و سپرده بانکی در سبد دارایی سرمایهگذاران قرار میگیرند، نحوه اثرگذاری بازار سهام بر بازار ارز عمدتا با استفاده از رویکرد تعادل پورتفوی فرانکل8 (1993) نیز قابل تبیین است. این رویکرد اظهار میدارد که افزایش شاخص سهام جریان سرمایه را جذب نموده و باعث افزایش تقاضا برای پول داخلی و به دنبال آن، کاهش نرخ ارز میشود. شایان ذکر است که سرمایهگذارانی که جذب بازار سهام میشوند دو دستهاند. گروه اول سرمایهگذاران خارجی میباشند که با وارد نمودن ارز به کشور و افزایش سرمایهگذاری در بورس، باعث افزایش عرضه ارز و در نتیجه کاهش نرخ ارز میشوند. دسته دوم سرمایهگذاران داخلی میباشند که با افزایش رونق بازار سرمایه، دارایی خود را از بازارهای موازی از جمله بازار ارز به این بازار منتقل نموده و با کاهش تقاضا برای ارز مجب کاهش نرخ ارز میشوند.
2-2-رابطه بین شاخص قیمت سهام و قیمت نفت
نظریه رونق اقتصادی: در مورد تاثیر قیمت نفت بر شاخص سهام، فیشر9 (1930) و ویلیامز10 (1938) نشان میدهند که با توجه به این که عواید حاصل از فروش نفت در کشورهای صادرکننده نفت نقش عمدهای در رونق و رفاه عمومی این کشورها دارد، افزایش قیمت نفت باعث افزایش درآمد کشور و ازدیاد تقاضا برای کالاها و خدمات داخلی شده و تقاضا برای کار و سرمایه را افزایش میدهد. نتیجه این امر، افزایش جریان نقدینگی بنگاهها و به تبع آن افزایش قیمت سهام آنها میباشد (باشر11 و همکاران، 2012).
نظریه قیمت انرژی: با توجه به نظریات مطرح شده توسط فیلیس12 و همکاران (2011)، نارایان و شارما13 (2011)، و سادورسکی14 (1999) افزایش قیمت نفت به مفهوم افزایش قیمت انرژی به عنوان نهاده ضروری شرکتها و در نتیجه افزایش هزینه تولید است که منجر به کاهش سودآوری و در نتیجه کاهش قیمت سهام خواهد شد. همچنین، قیمت سهام در کشورهای صادرکننده نفت میتواند بر قیمت نفت تأثیر بگذارد، زیرا افزایش سود شرکتهای نفتی در افزایش قیمت سهام آنها منعکس میشود.
نظریه نرخ بهره: مطالعاتی همچون گوش و کانجیلال15 (2016)، هوانگ16 و همکاران (1996)، و میلر و راتی17 (2009) در رابطه با تأثیر قیمت نفت بر شاخص سهام در کشورهای واردکننده نفت از طریق تأثیر بر نرخ بهره، اظهار داشتهاند که افزایش قیمت نفت باعث فشارهای تورمی میشود که بانک مرکزی برای کنترل آن اقدام به تشدید سیاستهای پولی با افزایش نرخ بهره میکند. افزایش نرخ بهره نیز مستلزم افزایش نرخ تنزیل و در نتیجه کاهش قیمت سهام میباشد.
نظریه تأثیر قیمت سهام بر نفت: جمازی18 و همکاران (2017) بر این باورند که شاخص سهام بدین گونه بر قیمت نفت اثر میگذارد که به عنوان مثال، صعودی بودن بازار سهام تا اندازهای میتواند منعکس کننده افزایش خوشبینی باشد که ممکن است از طریق افزایش تقاضا برای نفت و رشد اقتصادی قویتر، منجر به افزایش قیمت نفت خام شود.
2-3-رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز
نظریه تأثیر نرخ ارز بر قیمت نفت: بلومبرگ و هریس19 (1995) اظهار میدارند که نرخ ارز میتواند بر قیمت نفت تأثیر بگذارد، زیرا مجموع کالاها مشمول قانون قیمت واحد هستند. به عنوان مثال اگر ارزش دلار نسبت به ارز کشورهای دیگر کاهش یابد، واردکنندگان سایر کشورها مایل به پرداخت دلارهای بیشتری برای ورود کالا خواهند بود. بر اساس نظریه چن و چن20 (2007) نیز مسیر علیت از نرخ ارز به قیمت نفت طبق رویکرد قیمتگذاری بر اساس نرخ ارز توضیح داده میشود. بدینصورت که تعيين قيمتهاي نفت و گاز براساس نرخ ارز انجام میگیرد. بر اساس نظریه کوودرت21 و همکاران (2007) تغییر در نرخ ارز بر قیمت نفت مؤثر است و این امر به نوبه خود باعث تغییر عرضه و تقاضای نفت میشود. كوودرت و همكاران (2007) این مکانیسم را بیان کردهاند که هزینه تولید شركتهاي نفتي عموما به دلار وابسته هستند. بنابراين، تغيير در قيمت دلار بر قيمت نهایی نفت تأثير ميگذارد.
نظریه تأثیر قیمت نفت بر نرخ ارز: علاوه بر این بر اساس نظریه گولوب22 (1983) و کروگمن (1983)، افزايش قيمت نفت باعث انتقال ثروت از كشورهاي واردكننده نفت به كشورهاي صادركننده نفت ميشود و منجر به افزايش دستمزدهاي واقعي در بخش نفت و به دنبال آن افزایش دستمزد سایر بخشها از طریق برابرسازی حقوق واقعی میگردد. بنابراین تقاضا در این کشورها افزایش مییابد. طبق گفته گولوب (1983)، تأثير تغییر قیمت نفت بر نرخ ارز به انتخاب ترجيحات پورتفوي سرمايهگذاري از كشورهاي واردكننده و صادركننده نفت بستگي دارد. اما کروگمن23 (1983) استدلال میکند که در بلندمدت با افزایش قیمت نفت، ارزش دلار به دلیل شرایط نامطلوب تجاری و انتظارات کاهش ارزش دلار، کاهش خواهد یافت.
3-1-مطالعات داخلی
فطرس و هوشیدری (1395) با استفاده از دادههای ماهانه دوره زمانی ماه می 2001 تا مارس 2016 و مدل GARCH چند متغیره، به بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بازدهی بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و دریافتند که یک رابطه منفی و معنیدار بین نوسانات بازدهی قیمت نفت و بازدهی شاخص بورس اوراق بهادار وجود دارد. همچنین مطابق نتایج این مطالعه، بین نوسانات نرخ ارز و شاخص سهام نیز رابطه منفی و معنادار وجود دارد.
ترکی و همکاران (1395) به منظور بررسی تأثیر شاخص قیمت سهام بر نرخ ارز، از دادههای 5 کشور عضو گروه دی-هشت شامل ایران، اندونزی، مالزی، ترکیه و پاکستان از ژانویه 2001 تا دسامبر 2014 استفاده کردند. رویکرد مورد استفاده در این مطالعه، مدل رگرسیون کوانتیل است. نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن است که میان بازارهای سهام و ارز خارجی رابطهای منفی و معنادار وجود دارد و زمانی که نرخ ارز بسیار بالا یا بسیار پایین باشد، این رابطه آشکارتر است.
فطرس و هوشیدری (1397) با استفاده از دادههای 12/1395-1/1380 و با بکارگیری روشهای MGARCH و DCC-MGARCH به ارزیابی ارتباط پویا بین قیمت نفت، طلا و ارز با شاخص سهام بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و دریافتند که بین بازدهی قیمت نفت، طلا و ارز با بازدهی شاخص بورس همبستگی شرطی وجود دارد.
آذربایجانی و همکاران (1397) با استفاده از دادههای فصلی دوره زمانی 3/1396-1/1380 و با بکارگیری الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیع شده غیرخطی، اثرات نامتقارن نرخ ارز بر شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادارتهران را بررسی نمودند و دریافتند که کاهش نرخ ارز اثر مثبت و معناداري در کوتاهمدت و بلندمدت بر شاخص قیمت سهام دارد، اما افزایش نرخ ارز اثر معناداري بر بازار سهام ندارد.
شاکری و همکاران (1398) با استفاده از مدل VAR و علیت گرنجر به بررسی تأثیر نوسانات بازارهای مالی جهانی بر بازار نفت با تأکید بر بحران مالی 2008 پرداختند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که تأثیرات بلندمدت بازارهای آتی بر بازار نفت در شرایط غیربحرانی محرز است، اما در شرایط بحران، این بازارها به دلیل نگرانی از شرایط بحرانی، نگاه کوتاهمدت پیدا میکنند و بازار اسپات بر متغیرهای آتی تأثیر میگذارد.
خلیلنژاد و همکاران (1399) براي 15 كشور صادركننده نفت عضو اوپک و غيراوپک و 14 كشور اصلي واردكننده نفت به اضافه كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در دوره زمان 2017-1990 و با استفاده از الگوی خودرگرسیون جهانی نفتی (GVAR)، به مطالعه پيامدهاي تكانه قيمت نفت بر متغيرهاي اقتصاد کلان پرداخته و دریافتند که ترکیب کانالهای مالي و تجاري براي انتقال تكانه ريزش قيمت نفت مناسب است.
شبان و همکاران (1400) با استفاده از دادههای روزانه دوره زمانی 1397-1387 و با بکارگیری شبکه عصبی، به بررسی سرایتپذیری شاخص بورس اوراق بهادار تهران از قیمت طلا، مسکن، نفت و ارز پرداختند. نتایج آنها نشان میدهد که بورس اوراق بهادار حداکثر با دو وقفه زمانی از بازارهای رقیب سرایتپذیری دارد.
امامی میبدی و همکاران (1401) با استفاده از دادههای ماهانه سه بازار منطقهای آمریکا، اروپا و آسیا در دوره زمانی 2017-1997 و بکارگیری مدل VAR و آزمون همانباشتگی یوهانسون به بررسی همگرایی و رابطه علی بین نرخ ارز و قیمت نفت و گاز پرداخته و دریافتند که قيمت تک محموله گاز همواره تحت تأثیر قیمت نفت بوده و قیمت گاز آمريکا با اعمال تاخير دوازده ماهه، بيتفاوت و مصون از تغييرات نرخ ارز ميباشد. اما همواره ارتباط يکطرفهاي از سمت بازار گاز آمريکا به بازارهاي گاز آسيا و اروپا وجود دارد. بازار منطقهاي آمريکا همواره با اعمال تغييرات نرخ ارز بر روي ساير بازارها تأثيرگذار بوده است.
امین خرازیان و همکاران (1401) با استفاده از دادههای 9/1399-6/1388 و بکارگیری رویکرد همدوسی موجک مبتنی بر تبدیل موجک پیوسته، به بررسی رابطه قیمت نفت و شاخص سهام پرداخته و دریافتند که شدت همبستگی بین جفت سریهای زمانی یاد شده با افزایش شرایط نااطمینانی مانند افزایش تحریمها، خروج آمریکا از برجام و پاندمی کرونا در میانمدت و بلندمدت افزایش مییابد.
3-2-مطالعات خارجی
شیگکی24 (2014) با بکارگیری روش VAR و با استفاده از دادههای هفتگی روسیه از نوامبر 1997 تا انتهای 2012 به ارزیابی علیت بین قیمت نفت، شاخص سهام و نرخ ارز پرداخته و دریافتند که نرخ ارز در سال 1998 شاخص سهام را هدایت میکند، در حالیکه در بحران مالی جهانی 2008 شاخص سهام هدایتکننده نرخ ارز است. علاوه بر این، از ابتدای 2002 تا پایان 2012 قیمت نفت نرخ ارز را هدایت میکند.
جین و بیسوال25 (2016) با بکارگیری مدل DCC-GARCH به بررسی ارتباط پویا بین قیمت نفت، قیمت طلا، نرخ ارز و شاخص بازار سهام هند پرداختند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که سقوط قیمت طلا و قیمت نفت موجب کاهش ارزش روپیه و شاخص سهام میشود.
بوری26 و همکاران (2017) به بررسی همبستگی و ارتباط غیرخطی بین بازار طلا، نفت و بازار سهام هند پرداختند. آنها با استفاده از دادههای دوره زمانی 2016-2006 و با بکارگیری رویکرد ARDL دریافتند که همبستگی و ارتباط غیرخطی نوسانات قیمت طلا و نفت بر نوسانات شاخص سهام هند مثبت است. همچنین نتایج حاکی از وجود رابطه دو طرفه معکوس بین نوسانات قیمت طلا و نوسانات قیمت نفت است.
جمازی27 و همکاران (2017) به بررسی علیت بین تغییرات قیمت نفت و بازده سهام برای 6 کشور فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، انگلستان و ایالات متحده آمریکا در دوره زمانی 2014-1993 پرداختند. آنها با استفاده از روش تحلیل موجک و آزمون علیت گرنجری پویا دریافتند که رابطه علی دوطرفه معنیداری بین بازار نفت و سهام وجود دارد. این علیت در مقیاسهای بزرگتر و در بحرانهای مالی، قویتر است.
ژیانگ و یون28 (2020) با استفاده از رویکرد موجک گسسته و پیوسته به بررسی رابطه بین قیمت نفت و شاخص بورس در کشورهای چین، ژاپن، عربستان صعودی، روسیه و کانادا در دوره زمانی ژانویه 2006 تا دسامبر 2019 پرداخته و دریافتند که رابطه بلندمدتی بین قیمت نفت و بازارهای سهام وجود دارد. همچنین همحرکتی در قیمت نفت و بازار سهام کشورهای واردکننده نفت زیاد است. علاوه بر این، آنها با استفاده از تحلیل همدوسی موجک نشان دادند که هر دو بازار نفت و سهام کشورهای صادرکننده نفت در دوره 2017-2007 از همحرکتی زیادی برخوردار است. همچنین نتایج این مطالعه حاکی از آن است که قیمت سهام در کشورهای صادرکننده نفت بیشتر از کشورهای واردکننده نفت متأثر از قیمت نفت است.
موگالوگلو29 و همکاران (2021) به بررسی شوکهای قیمتی نفت در دوره پاندمی کووید-19 در کشور انگلستان پرداختند. آنها با استفاده از دادههای ماهانه 2020-2014 و با بکارگیری رویکرد SVAR دریافتند که تکانههای ساختاری قیمت نفت بر بازده سهام در پاندمی کرونا اهمیت کمتری یافته است.بیلدیریجی30 و همکاران (2022) با بکارگیری روش MS-GARCH-copula و با استفاده از دادههای روزانه کشور ترکیه از 4 ژانویه 2000 تا 13 مارس 2020، به بررسی رابطه علیت غیرخطی بین نفت، طلا، شاخص VIX، نرخ ارز و بازدهی بازار سهام پرداختند. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که نفت و طلا تأثیرات قابل توجهی بر قیمت و انتظارات تورمی دارد و فشارهای تورمی نقش مهمی در تصمیمات سرمایهگذاری ایفا میکند.
در جدول (1) خلاصهای از مطالعات تجربی انجامشده در خصوص روابط بین شاخص قیمت سهام، قیمت نفت و نرخ ارز ارائه شده است.
جدول (1)- خلاصه مطالعات پیشین
پژوهشگر (سال پژوهش) | مورد مطالعه | روش تحقیق | نتایج |
---|---|---|---|
سلیمیفر و همکاران (1394) | بورس اوراق بهادار تهران دوره زمانی تیر 1379 تا آذر 1389 | روش خودرگرسیون برداری (VAR) | - نوسانات قیمت نفت اثرات نامتقارنی بر قیمت سهام دارد - کاهش قیمت نفت نسبت به افزایش آن سهم بیشتری در توضیح واریانس خطای پیشبینی قیمت سهام دارد. |
فطرس و هوشیدری (1395) | بورس اوراق بهادار تهران دوره زمانی ماه می 2001 تا مارس 2016 | مدل GARCH چند متغیره | - بین نوسانات بازدهی قیمت نفت و بازدهی شاخص بورس رابطه منفی وجود دارد. - بین نوسانات نرخ ارز و شاخص سهام رابطه منفی و معنادار وجود دارد. |
ترکی و همکاران (1395) | 5 کشور عضو گروه D8 شامل ایران، اندونزی، مالزی، ترکیه و پاکستان دوره زمانی ژانویه 2001 تا دسامبر 2014 | مدل رگرسیون کوانتیل | - میان بازارهای سهام و ارز خارجی رابطه منفی و معنادار وجود دارد و زمانی که نرخ ارز بسیار بالا یا بسیار پایین باشد، این رابطه آشکارتر است. |
فطرس و هوشیدری (1397) | بورس اوراق بهادار تهران دوره زمانی فروردین 1380 تا اسفند 1395 | روشهای MGARCH و DCC-MGARCH | - بین بازدهی قیمت نفت، طلا و ارز با بازدهی شاخص بورس همبستگی شرطی وجود دارد. |
آذربایجانی و همکاران (1397) | بورس اوراق بهادار تهران دوره زمانی فروردین 1380 تا خرداد 1396 | الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیع شده غیرخطی | - کاهش نرخ ارز اثر مثبت و معناداري بر شاخص قیمت سهام دارد - افزایش نرخ ارز اثر معناداري بر بازار سهام ندارد. |
شاکری و همکاران (1398) | جهان (متغیرهای بینالمللی) دادههای روزانه از سال 2006 تا 2017 | مدل خودرگرسیون برداری (VAR) و علیت گرنجر | - تأثیرات بلندمدت بازارهای آتی بر بازار نفت در شرایط غیربحرانی محرز است، اما در شرایط بحران، این بازارها به دلیل نگرانی از شرایط بحرانی، نگاه کوتاهمدت پیدا میکنند و بازار اسپات بر متغیرهای آتی تأثیر میگذارد. |
خلیلنژاد و همکاران (1399) | 15 كشور صادركننده نفت عضو اوپک و غيراوپک و 14 كشور اصلي واردكننده نفت دوره زمانی 2017-1990 | الگوی خودرگرسیون برداری جهانی (GVAR) | - ترکیب کانالهای مالي و تجاري براي انتقال تكانه ريزش قيمت نفت مناسب است. |
شبان و همکاران (1400) |
بورس اوراق بهادار تهران دوره زمانی 1397-1387 | روش شبکه عصبی | - بورس اوراق بهادار حداکثر با دو وقفه زمانی از بازارهای طلا، مسکن، نفت، و ارز سرایتپذیری دارد. |
امامی میبدی و همکاران (1401) | آمریکا، اروپا و آسیا دادههای ماهانه دوره زمانی 2017-1997 | مدل خودرگرسیون برداری (VAR) و آزمون همانباشتگی یوهانسون | - قیمت گاز آمريکا با اعمال تاخير دوازده ماهه، بيتفاوت و مصون از تغييرات نرخ ارز ميباشد. - همواره ارتباط يکطرفهاي از سمت بازار گاز آمريکا به بازارهاي گاز آسيا و اروپا وجود دارد. - بازار آمريکا همواره با اعمال تغييرات نرخ ارز بر روي ساير بازارها تأثيرگذار بوده است. |
امین خرازیان و همکاران (1401) | ایران دوره زمانی شهریور 1388 تا آذر 1399 | رویکرد همدوسی موجک مبتنی بر تبدیل موجک پیوسته | - شدت همبستگی بین قیمت نفت و شاخص سهام با افزایش شرایط نااطمینانی مانند افزایش تحریمها، خروج آمریکا از برجام و پاندمی کرونا افزایش مییابد. |
شیگکی (2014) | روسیه دادههای هفتگی از نوامبر 1997 تا انتهای 2012 | مدل خودرگرسیون برداری (VAR) | - نرخ ارز از 1998 شاخص سهام را هدایت میکند، اما در بحران مالی جهانی 2008 شاخص سهام هدایتکننده نرخ ارز بوده است. - از ابتدای 2002 تا پایان 2012 قیمت نفت نرخ ارز را هدایت میکند. |
جین و بیسوال (2016) | هند | مدل DCC-GARCH | - سقوط قیمت طلا و قیمت نفت موجب کاهش ارزش روپیه و شاخص سهام میشود. |
بوری و همکاران (2017) | هند دوره زمانی 2016-2006 | رویکرد ARDL | - اثرات غیرخطی نوسانات قیمت طلا و نفت بر نوسانات شاخص سهام هند مثبت است. - بین نوسانات قیمت طلا و قیمت نفت یک رابطه دو طرفه معکوس وجود دارد. |
جمازی و همکاران (2017) | 6 کشور فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، انگلستان و ایالات متحده آمریکا دوره زمانی 2014-1993 | روش تحلیل موجک و آزمون علیت گرنجری پویا | - رابطه علی دوطرفه معنیداری بین بازار نفت و سهام وجود دارد. این علیت در مقیاسهای بزرگتر و در بحرانهای مالی، قویتر است. |
ژیانگ و یون (2020) | کشورهای چین، ژاپن، عربستان صعودی، روسیه و کانادا دوره زمانی ژانویه 2006 تا دسامبر 2019 | رویکرد موجک گسسته و پیوسته | - رابطه بلندمدتی بین قیمت نفت و بازارهای سهام وجود دارد. همحرکتی در قیمت نفت و بازار سهام کشورهای واردکننده نفت زیاد است. - قیمت سهام در کشورهای صادرکننده نفت بیشتر از کشورهای واردکننده نفت متأثر از قیمت نفت است. |
موگالوگلو و همکاران (2021) | کشور انگلستان دادههای ماهانه 2020-2014 | رویکرد SVAR | - تکانههای ساختاری قیمت نفت بر بازده سهام در پاندمی کرونا اهمیت کمتری داشته است. |
بیلدیریجی و همکاران (2022) | ترکیه دادههای روزانه از 4 ژانویه 2000 تا 13 مارس 2020 | روش MS-GARCH-copula | - نفت و طلا تأثیرات قابل توجهی بر قیمت و انتظارات تورمی دارند. - فشارهای تورمی نقش مهمی در تصمیمات سرمایهگذاری ایفا میکنند. |
مرور مطالعات صورت گرفته نشان میدهد که پژوهشهای بسیاری در خصوص رابطه بین شاخص قیمت سهام، نرخ ارز و قیمت نفت وجود دارد. اما تعداد بسیار کمی از این مطالعات به بررسی رابطه علیت بین این سه متغیر پرداختهاند. در نظر نگرفتن امکان وجود رابطه علیت دو طرفه بین سه بازر مذکور بصورت همزمان، سبب شده است که نتايج در مطالعات مختلف از لحاظ علامت و نيز معنيداري متفاوت باشند و در نتيجه، كاربرد نتايج براي سياستگذاران اقتصادي و نیز سرمایهگذاران بازار سرمايه با ترديد مواجه شود. تفاوت این مطالعه با پژوهشهای پیشین این است که در این مطالعه رابطه علیت بین سه بازار سهام، ارز و نفت بصورت همزمان مورد بررسی قرار گرفته است. در واقع میتوان بیان نمود که این مطالعه تنها مطالعهای است که با استفاده از دادههای کشورهای صادرکننده نفت به بررسی روابط متقابل و علت و معلولی بین شاخص قیمت سهام، نرخ ارز و قیمت نفت میپردازد. همچنین در این مطالعه از رویکردی جدید برای بررسی رابطه علیت بین متغیرها استفاده شده است. تاکنون در هیچ مطالعهای از روش علیت دومیترسکو-هورلین (DH) برای بررسی رابطه بین بازارهای سهام، ارز و نفت استفاده نشده است.
4- روششناسی تحقیق
جامعه آماری مطالعه حاضر، کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک و دوره زمانی مورد مطالعه سالهای 2021-2009 میباشد. دادههای مورد استفاده در این تحقیق از نوع دادههای تابلویی یا پانل هستند. شایان ذکر است که به دلیل محدود بودن دادهها و برای افزایش میزان اطلاعات و در نتیجه کارایی تخمین، از دادههای ماهانه دوره زمانی مذکور استفاده شده است. آمار و اطلاعات مربوط به قیمت نفت ماهانه، شاخص سهام ماهانه و نرخ ارز ماهانه کشورهای تحت بررسی به ترتیب از پایگاه دادههای سایت اوپک31، سایت اقتصاد تجارت32 و بانک مرکزی اسلوانی33 تهیه گردیده است.
آزمون علیت گرنجر34 (1969) یک آزمون فرض آماری است که برای تشخیص تقدم در توضیح دهندگی مورد استفاده قرار میگیرد. بدین صورت که چنانچه مقادیر جاری متغیر Y با استفاده از مقادیر گذشته متغیر X با دقت بیشتری نسبت به حالتی که از آن مقادیر استفاده نمیشود، پیشبینی شود، در این صورت X را علت گرنجری Y میگویند. حال باتوجه به ماهیت دادههای پانلی و رفتار مقاطع، تفاوتهایی در روش انجام آزمون علیت وجود دارد. بررسی آزمون علیت در دادههای پانلی نیازمند بررسی همبستگی مقطعی و ناهمگنی ضرایب است (کار و همکاران 35، 2011). در صورت نادیده گرفتن این دو ملاحظه، نتایج دارای تورش خواهند بود (پسران36 ، 2006). دومیترسکو و هورلین (2012) یک آزمون علیت برای دادههای پانلی معرفی کردهاند که در آن محدودیت همسانی مقاطع کنار گذاشته میشود. به این مفهوم که از آنجاییکه ممکن است رفتار مقاطع یکسان نباشد و ناهمگنی بین آنها وجود داشته باشد و با توجه به این که آزمون علیت گرنجر به روش معمول نیازمند مقاطع همگن است، رویکرد دومیترسکو و هورلین (2012) ناهمگنی بین مقاطع را در آزمون خود لحاظ میکند و این امکان را فراهم میکنند تا هر دو بعد ناهمگنی (ناهمگنی روابط علی و ناهمگنی مدل رگرسیونی مورد استفاده برای آزمون علیت گرنجر) در نظر گرفته شود (نوبهار و صادقی، 1403).
آزمون علیت دومیترسکو-هورلین (2012) مبتنی بر رابطه زیر است.
(1)
که در آن x و y متغیرهای مورد بررسی هستند. نشاندهنده اثرات فردی و
و
پارامترهای وقفه و شیب هستند. همچنین K نشاندهنده طول وقفه است که برای تمام مقاطع یکسان فرض شده است. فرضیههای صفر و آلترناتیو این آزمون به صورت ذیل است:
(2)
که است. فرض آلترناتیو در آزمون دومیترسکو-هورلین این است که زیرمجموعهای از مقاطع وجود دارد که در آنها رابطه علیت رد نمیشود. به عبارت دقیقتر فرضیه صفر آزمون دومیترسکو-هورلین، عدم وجود علیت بین متغیرها در تمام مقاطع (کشورها) است و فرضیه مقابل نشاندهنده این است که رابطه علیت بین متغیرها در برخی از مقاطع (حداقل در یک مقطع) وجود دارد. بنابراین فرضیه صفر آزمون علیت دومیترسکو-هورلین همانند آزمون علیت گرنجری، عدم وجود رابطه علیت است.
در این روش به تعداد مقاطع، آزمون علیت به صورت جداگانه انجام میگیرد و از هر آزمون، یک آماره والد () استخراج میشود. سپس آمارهای بصورت میانگین آمارههای حاصل شده بر اساس رابطه (3) محاسبه میگردد.
(3)
دومیترسکو و هورلین (2012) با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو37 نشان دادند که آماره خوش رفتار بوده و میتواند برای بررسی علیت دادههای پانلی مورد استفاده قرار گیرد. تحت این فرض که آماره والد
در میان تمام مقاطع به صورت مستقل و یکسان توزیع شده باشد، در اینصورت آماره استاندارد شده
(زمانی که T و N به سمت بی نهایت میل کنند)، توزیع نرمال استاندارد به صورت زیر خواهد داشت:
(4)
همچنین برایT ثابت که T>5+2K ، آماره استاندارد شده دارای توزیع نرمال به شکل زیر خواهد بود.
(5)
شایان ذکر است که برای دادههای پانلی با N وT بزرگ، و برای دادههایی با N بزرگ و T کوچک،
مناسب است. دومیترسکو-هورلین با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو نشان دادند که این آزمون دارای ویژگیهای نمونه متناهی38 بسیار خوبی است وحتی برای مقادیر بسیار کوچک N وT نیز نتایج قابل قبول و خوبی را ارائه میکند (لوپز و وبر39،2017).
5- تجزیه و تحلیل یافتهها
در این بخش به بررسی رابطه علّی بین شاخص قیمت سهام با نرخ ارز و قیمت نفت با استفاده از رویکرد علّیت دومیترسکو-هورلین (2012) پرداخته میشود. چنانچه در بخش روششناسی تحقیق به تفصیل بیان شد برای آزمون علیت در دادههای پانلی، ابتدا باید وجود همبستگی بین مقاطع و همگنی ضرایب مورد آزمون قرار گیرد. نتایج بررسی وجود همبستگی بین مقاطع با استفاده از سه آزمون LM بروش و پاگان، LM تعدیل شده پسران، و CD پسران در جدول (2) و نتایج بررسی همگنی ضرایب متغیرها با استفاده از آزمون دلتا (∆) در جدول (3) گزارش شده است.
جدول (2)- نتایج آزمونهای همبستگی بین مقاطع
| LM بروش و پاگان |
| CD تست پسران | |||||
---|---|---|---|---|---|---|---|---|
آماره | Prob | آماره | Prob | آماره | Prob | |||
In | 890 | 000/0 | 6/824 | 000/0 | 499/6 | 000/0 | ||
Ex | 6/599 | 000/0 | 1/546 | 000/0 | 56/13 | 000/0 | ||
In | 3640 | 000/0 | 3457 | 000/0 | 03/60 | 000/0 | ||
Oil | 1483 | 000/0 | 1389 | 000/0 | 98/35 | 000/0 | ||
Oil | 1551 | 000/0 | 1454 | 000/0 | 75/11 | 000/0 | ||
| 3016 | 000/0 | 2858 | 000/0 | 36/54 | 000/0 |
|
|
| |||
آماره | Prob | آماره | Prob | ||
In | 729/62 | 000/0 | 341/63 | 000/0 | |
Ex | 435/39 | 000/0 | 820/39 | 000/0 | |
In | 955/25 | 000/0 | 208/26 | 000/0 | |
Oil | 963/1 | 050/0 | 982/1 | 047/0 | |
Oil | 804/26 | 000/0 | 066/27 | 000/0 | |
| 441/86 | 000/0 | 284/87 | 000/0 |
فرضیه صفر | مقدار آماره w | مقدار اماره | ارزش احتمال | مقدار آماره | ارزش احتمال |
رابطه علّی از شاخص سهام به نرخ ارز وجود ندارد. | 6460/1 | 2920/1 | 1964/0 | 2362/1 | 2164/0 |
رابطه علّی از نرخ ارز به شاخص سهام وجود ندارد. | 1286/2 | 2572/2 | 0240/0 | 1792/2 | 0293/0 |
فرضیه صفر | مقدار آماره w | مقدار اماره | ارزش احتمال | مقدار آماره | ارزش احتمال |
رابطه علّی از شاخص قیمت سهام به قیمت نفت وجود ندارد. | 8551/3 | 7101/5 | 000/0 | 5527/5 | 000/0 |
رابطه علّی از قیمت نفت به شاخص سهام وجود ندارد. | 5875/1 | 1751/1 | 2400/0 | 1220/1 | 2619/0 |
فرضیه صفر | مقدار آماره w | مقدار اماره | ارزش احتمال | مقدار آماره | ارزش احتمال |
رابطه علّی از قیمت نفت به نرخ ارز وجود ندارد | 9270/2 | 8539/3 | 0001/0 | 7392/3 | 0002/0 |
رابطه علّی از نرخ ارز به قیمت نفت وجود ندارد | 0786/3 | 1573/4 | 0000/0 | 0356/4 | 0001/0 |